اسم فاعل

متعظ

(مُ تَّ عِ) [ ع. ] (اِفا.) پند پذیرنده، کسی که پند و موعظه را بپذیرد.

    متعلق

    (مُ تَ عَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آویزان، آویزنده.
    ۲- پیوسته، وابسته.

      متعدی

      (مُ تَ عَ دّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- تجاوز – کننده، ستمگر.
      ۲- فعلی که تنها با فاعل معنای کامل ن داشته باشد و نیازمند به مفعول باشد.

        متعذر

        (مُ تَ عَ ذِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- عذرآورنده، بهانه آورنده.
        ۲- سخت، دشوار.

          پیمایش به بالا