اسم مرکب

زردپی

(~. پِ)(اِمر.)رباط، رشته‌های زرد – رنگ که استخوان‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

    زر ورق

    (زَ وَ رَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) کاغذ زردرنگ و نازکی که به صورت ورقه زر برای بسته – بندی و تزیین یا زرکوبی جلد کتاب سازند. ؛لای ~ بزرگ شدن در ناز و نعمت پرورش یافتن.

      زبان گنجشک

      (~. گُ جِ) (اِمر.) درختی است وحشی با برگ‌های دندانه دار و گل‌های قرمز مایل به قهوه‌ای. برگ‌های این درخت مسهل است.

        زبان در قفا

        (~. دَ. قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) گیاهی است از تیره آلاله‌ها از دسته خربقی‌ها که دارای برگ‌های متناوب و منشعب به انشعابات پنجه‌ای شکل می‌باشد. گل‌هایش دارای تقارن سطحی است و در روی ساقه قرار گرفته ؛ زبان پس قفا، گل هزار نک، رجل القبره نیز گویند.

          پیمایش به بالا