اسم مرکب

دستگاه

(دَ) (اِمر.)
۱- ثروت.
۲- نیرو، توانایی.
۳- یک آهنگ کامل موسیقی.
۴- هر مجموعه ابزار و آلاتی که برای انجام کاری فراهم شده باشد.
۵- دسترس، دسترسی.
۶- شکوه، جلال.
۷- مساعدت، فرصت مناسب.
۸- پیروزی.
۹- مجازاً رژیم، نظام، حکومت.

    دستمال

    (~.) (اِمر.) پارچه‌ای برای پاک کردن دست و دهان، یا چیزهای دیگر.

      دستکش

      (دَ کَ یا کِ) (اِمر.) پوشاک نخی، ابریشمی، پشمی، چرمی یا پلاستیکی که با آن دست را به منظور گرم نگه داشتن و یا محافظت کردن بپوشانند.

        دستاران

        (دَ) (اِمر.)
        ۱- مزدی که پیش از کار کردن به مزدور دهند.
        ۲- شاگردانه.

          دستاربند

          (دَ. بَ) (اِمر.)
          ۱- آن که دستار بندد، معمم.
          ۲- عالم، دانشمند، فقیه.
          ۳- صاحب مسند.

            پیمایش به بالا