اسم مرکب

دادبک

(بگ) (بَ) [ فا – تر. ] (اِمر.) = دادبیگ: متصدی عدلیه، رئیس قضات، امیر – داد، میرداد.

    دادخواست

    (خا) (اِمر.) عرضحال، نوشته‌ای که به موجب آن از دادگاه تقاضای رسیدگی به امری می‌شود.

      دادسرا

      (سَ) (اِمر.) اداره‌ای در دادگستری که تحت نظر دادستان کار کند، اداره مدعی عمومی.

        دادگاه

        (اِمر.)
        ۱- محل دادرسی.
        ۲- اداره‌ای دادگستری که به دادخواست‌ها رسیدگی می‌شود، محکمه، عدالتخانه.

          پیمایش به بالا