جارچی
[ تر. ] (اِمر.) کسی که خبر یا حکمی را با صدای بلند در کوچه و خیابان به گوش مردم میرساند.
(اِمر.) = جاروب: وسیلهای برای رُفتن خاک و خاشاک که از گیاه مخصوص جارو درست کنند. ؛~ برقی دستگاهی برقی دارای صفحه برس و لولهای بلند و محفظه خالی که خاک و خاشاک را درون خود میمکد.
(ثَ قِ تُ لْ اِ) [ ع. ] (اِمر.) مورد اعتماد اسلام (عنوانی احترام آمیز برای روحانیان مسلمان).
(~ِ اَ) (اِمر.) ادارهای که ثبت معاملات و نقل و انتقالهای مربوط به املاک و مستغلات را به عهده دارد.
(~ِ اَ)(اِمر.)ثبت کردن مشخصات ملکها و آن بر دو قسم است: ؛~ عادی، ثبت ملکی که به موجب درخواست مالک در نقطهای از کشور که ثبت املاک اجباری است، به عمل آید. ؛ ~ عمومی ثبت ملکی که به موجب اظهارنامه اداره ثبت و دعوت از مالک در نقطهای از کشور که ثبت املاک اجباری است به عمل آید.
(تِ ئُ کِ) [ فر. ] (اِمر.) دولتی که از اختلاط قدرتهای دینی و سیاسی به وجود آید؛ حکومت دینی ؛ مانند حکومت امویان و عباسیان.