اسم مرکب

پیشاوند

(وَ) (اِمر.) کلمه‌ای که در اول کلمات دیگر درآید معنی آن را تغییر دهد مانند: بر، بی، فرا.

    پیشدستی

    (~.) (اِمر.) ظرفی کوچک تر از بشقاب غذاخوری که هنگام غذا یا خوردن میوه کنار دست مهمان می‌گذارند.

      پیشگاه

      (اِمر.)
      ۱- نزدیک تخت پادشاه، بالای مجلس.
      ۲- پادشاه، افراد محتشم.
      ۳- تخت، مسند.
      ۴- جلو ایوان.
      ۵- فرشی که پیش در بگسترانند.

        پیش قسط

        (قِ) (اِمر.)
        ۱- مساعده، وجهی که پیشکی دهند.
        ۲- قسمت نخست از چند قسط.
        ۳- بیعانه.

          پیش نهاد

          (نَ یا نِ) (اِمر.) اندیشه یا طرحی که کسی مطرح می‌کند تا دیگران نیک یا بد بودنش را تأیید کنند.

            پیش نویس

            (نِ)(اِمر.)نوشته‌ای که هنوز پاک – نویس نشده و پس از حک و اصلاح، پاک – نویس می‌شود.

              Scroll to Top