اسم مرکب

پی جامه

(مِ) (اِمر.) زیر جامه، شلوار پارچه‌ای راحتی که در خانه پوشند؛ پیژاما.

    پوشال

    (اِمر.)
    ۱- تراشه چوب.
    ۲- ساقه نازک بعضی گیاهان مانند: برنج، نی.

      پوشنه

      (شَ نِ) (اِمر.)
      ۱- سرپوش، هر چیزی که با آن روی چیزی را بپوشند.
      ۲- هر چیز پوشیدنی.

        پوستین

        [ په. ]
        ۱- (ص نسب.) ساخته شده از پوست.
        ۲- (اِمر.) نوعی لباس زمستانی که از پوست حیوانات پشم دار درست می‌کنند. ؛در ~ کسی افتادن کنایه از: عیبجویی کردن، بدگویی کردن. ؛ ~ دریدن کنایه از: الف – افشا کردن راز. ب – عیب جویی کردن.

          پوسه

          (~.) (اِمر.) = پوسته:
          ۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
          ۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر – – زمانی که چرک باشد – – فرو ریزد، شوره
          ۳- تو، تا، لا.

            پوست تخت

            (تَ) (اِمر.) پوست خشک شده حیوانات به ویژه گوسفند که برای نشستن از آن استفاده می‌کنند.

              Scroll to Top