پنج شاخ
(~.) (اِمر.) پنج انگشت.
(پَ. نُ بَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- پنج بار نواختن کوس یا دهل و نقاره در مدت شبانه روز بر در سرای سلاطین.
۲- پنج وقت نماز.
(پَ هِ) (اِمر.)
۱- مدت اعتکاف نصاری و آن پنجاه روز باشد چنان که چله اهل اسلام چهل روز است ؛ خمسین.
۲- یاد کرد کسی در پایان پنجاه سال.
(پُ کِ) [ فر. ] (اِمر.) مطبی که دارای درمانگاههای مختلف است و در صورت ل زوم امراض مختلف را در آن جا مورد مداوا قرار میدهند.