اسم مرکب

یزدادی

(یَ) (اِمر.)
۱- قلیه و قیمه را گویند که بعد از پخته شدن تخم مرغ بر بالای آن ریزند.
۲- کوفته که در آن تخم مرغ پخته باشد.

    یخ بندان

    (~. بَ) (اِمر.)
    ۱- شدت سرمای زمستان و یخ بستن آب.
    ۲- قسمتی از دوران چهارم زمین شناسی.

      یخ دان

      (~.) (اِمر.)
      ۱- ظرفی که یخ در آن نهند.
      ۲- ظرفی صندوق مانند که در سفر خوراکی‌ها را در آن نهند.
      ۳- هرچیز از مال و اسباب که ذخیره گذارند تا وقت حاجت به کار آید.

        یخ در بهشت

        (~. دَ. بِ هِ) (اِمر.)
        ۱- نوعی نوشیدنی که از شیر و شکر و نشاسته درست کنند.
        ۲- شربت آبلیمو.

          یخچال

          (~.) (اِمر.)
          ۱- محل نگاهداری یخ.
          ۲- وسیله‌ای که با نیروی برق کار می‌کند و هرچه را در آن بگذارند سرد نگاه می‌دارد.

            یادمان

            (اِمر.)
            ۱- آن چه برای یادبود کسی یا روی دادی ساخته می‌شود.
            ۲- مراسمی که برای یادبود کسی یا چیزی برپا می‌شود.

              پیمایش به بالا