یکبار مصرف
(~. مَ رَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ویژه مصرف کردن برای یک نوبت.
(یَ) (اِمر.)
۱- قلیه و قیمه را گویند که بعد از پخته شدن تخم مرغ بر بالای آن ریزند.
۲- کوفته که در آن تخم مرغ پخته باشد.
(~.) (اِمر.)
۱- ظرفی که یخ در آن نهند.
۲- ظرفی صندوق مانند که در سفر خوراکیها را در آن نهند.
۳- هرچیز از مال و اسباب که ذخیره گذارند تا وقت حاجت به کار آید.
(~. دَ. بِ هِ) (اِمر.)
۱- نوعی نوشیدنی که از شیر و شکر و نشاسته درست کنند.
۲- شربت آبلیمو.
(~.) (اِمر.)
۱- محل نگاهداری یخ.
۲- وسیلهای که با نیروی برق کار میکند و هرچه را در آن بگذارند سرد نگاه میدارد.
(اِمر.)
۱- آن چه برای یادبود کسی یا روی دادی ساخته میشود.
۲- مراسمی که برای یادبود کسی یا چیزی برپا میشود.