اسم مرکب

پاکلاغی

(کَ) (اِمر.)
۱- گیاهی است که برگ آن به پنجه کلاغ می‌ماند و در بهار می‌روید و آن را در آش و پلو و مانند آن می‌ریزند؛ رجل الطیر، رجل الغراب و قازایاغی نیز گویند.
۲- قسمی دوختن که بیشتر در کنار دستمال و رومیزی و مانند آن به کار می‌رود.
۳- نوعی خط شکسته ناخوانا و درهم.

    پاک کن

    (کُ) (اِمر.) ماده پلاستیکی نرمی که در کارخانه به صورت قالبی ساخته شده‌است و برای پاک کردن نوشته به کار می‌رود.

      پاشنه کش

      (~. کِ) (اِمر.) اسبابی به شکل یک صفحه منحنی باریک و دراز و معمولاً دسته دار که پس از فرو بردن نوک پا در کفش آن را پشت پا می‌گذارند تا پشت کفش خم نشود و به آسانی بتوان کفش را پوشید.

        پاشویه

        (یِ) (اِمر.) = پاشوره:
        ۱- آب گرمی که نمک یا خردل را در آن حل کرده و به وسیله آن پای بیمار را بشویند.
        ۲- آبراه کوچک در اطراف حوض.

          پاشیر

          (اِمر.) زیرزمین خرد که شیر آب انبار بر دیوار آن متصل نصب شده باشد.

            پاسبان

            [ په. ] (اِمر.)
            ۱- نگاهبان، محافظ.
            ۲- کسی که از طرف شهربانی مأمور حفظ نظم و آسایش شهر است.
            ۳- شب زنده دار.

              Scroll to Top