اسم مرکب

پاپوش

(اِمر.)
۱- کفش، پای افزار.
۲- مجازاً گرفتاری، دردِسر. ؛ ~ درست کردن برای کسی کنایه از: برای کسی ایجاد دردسر کردن. ؛ ~دوختن برای کسی کنایه از: توطئه کردن برای کسی.

    پاپیچ

    (اِمر.)
    ۱- نواری که به ساق پا پیچند، چارق.
    ۲- کنایه از: مزاحم.

      بیله

      (لِ) (اِمر.)
      ۱- پیکانی که مانند بیل می‌ساختند.
      ۲- پارو.

        بیضی

        (بِ) [ ع. ] (اِمر.) یکی از اشکال هندسی که کشیده تر از دایره بوده و دارای دو کانون می‌باشد.

          Scroll to Top