بهارستان
(بَ رِ) (اِمر.) بتخانه، بتکده.
(بُ نِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- بار و اسباب سفر.
۲- مال، دارایی.
۳- زاد، توشه.
۴- جفت.
۵- رخت و لباس.
۶- لانه و آشیانه مرغ.
۷- خانه، شبستان.
(بَ) (اِمر.) مایعی که با جوشاندنِ برگ شاهدانه در آب یا شیر بدست میآورند و مانند مُسکرات مینوشند.
(بُ) (اِمر.)
۱- سرای، خانه.
۲- جای داد و ستد.
۳- سازمان، مؤسسه.
۴- انبار، مخزن.
۵- جای بند و ساز و برگ سپاه. ؛~ سخن پراکنی ایستگاه فرستنده رادیویی. ؛ ~ خیریه سازمانی که داوطلبانه به نیازمندان یاری میرساند. ؛ ~ شادمانی موسسهای که در جشنها برنامههای تفریحی اجرا میکند.