اسم مرکب

بادآهنگ

(هَ)(اِمر.)۱ – صوت ونقش خوانندگی و گویندگی.
۲- انعکاس صدا، بادآهنج نیز گویند.

    بادبان

    (اِمر.)
    ۱- پارچه‌ای که به دکل کشتی بندند تا با وزیدن باد کشتی به حرکت درآید، شراع.
    ۲- آستین، گریبان، قبا.
    ۳- کنایه از: آدم سبکسری که با مردم موأنست کند.
    ۴- پیاله، ساغر.
    ۵- پس و پیش گریبان.

      بادبره

      (بُ) (اِمر.)
      ۱- پارچه‌ای گرد و کوچک از چوب که هنگام رشتن و چرخاندن دوک آن را به روی دوک نصب کنند.
      ۲- چرخ.

        بادبزن

        (بِ زَ)(اِمر.) = بادبیزن: بادزن، مروحه، آ ن چه که بدان باد زنند و آن شامل چند نوع است: بادبزن برقی، بادبزن دستی و غیره.

          Scroll to Top