اسم مرکب

آرمانشهر

(شَ) (اِمر.) جامعه‌ای خیالی و آرمانی که در آن نظام کاملی برای سعادت نوع بشر حکمفرماست واز هرگونه شر و بدی از قبیل فقر و بدبختی عاری است. و افرادش به کمال علمی و عملی رسیده و از هوی و هوس رسته‌اند، مدینه فاضله، یوتوپیا.

    آذرگشنسپ

    (~. گُ نَ) (اِمر.) یکی از سه آتشکده بزرگ عهد ساسانی که در شیز آذربایجان قرار داشت.

      آذرنگ

      (ذَ رَ)
      ۱- (ص مر.) آتش رنگ، آذرگون.
      ۲- روشن، نورانی.
      ۳- (اِمر.) آتش، آذر.

        آذریون

        (~.)
        ۱- (ص مر.) آذرگون، آتش رنگ.
        ۲- (اِمر.) نوعی شقایق که کنارش سرخ و میانش سیاه باشد.

          پیمایش به بالا