اسم مرکب

گردناج

(گَ یا گِ) (اِمر.) = گردناگ. گردنای: کبابی که گوشت آن را در آب جوشانیده باشند و سپس به سیخ کشند و کباب کنند؛ گردانیده.

    گردنامه

    (گِ. مَ یا مِ) (اِمر.) طلسم، دعایی است که درباره کسی که دوستش دارند می‌نویسند تا از آن‌ها دور نشود.

      گردنا

      (گِ)
      ۱- (حامص.) گردی.
      ۲- (اِمر.) کاسه زانو.
      ۳- پیرامون، گرداگرد.

        گردماه

        (گِ) (اِمر.)
        ۱- قمر در شب‌های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم که مدور باشد.
        ۲- ماه شب چهاردهم، بدر (خصوصاً).

          گرداب

          (گِ) (اِمر.) جایی عمیق در رودخانه یا دریا که آب در آن می‌چرخد و به قعر فرو می‌رود.

            پیمایش به بالا