اسم مرکب

کارنامه

(مِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- ورقه‌ای که در آن نتایج آزمون‌های تحصیلی نوشته شده‌است.
۲- شرح حال، سرگذشت.

    کارخانه

    (نِ) (اِمر.) جایی که عده بسیاری کارگر به صنعت یا پیشه‌ای مشغول هستند.

      کاردستی

      (دَ) (اِمر.) کالایی که با دست یا ابزارهای ساده دستی ساخته شده‌است.

        کارپیچ

        (اِمر.)
        ۱- پارچه‌ای که گلابتون دوزان لفافه کار خود سازند به جهت محافظت از آن.
        ۲- دسته و بسته، تنگ.

          کارت پستال

          (پُ) [ فر. ] (اِمر.)کارتی که روی آن تصویری چاپ شده و در پشت آن نامه نگاری کوتاه می‌کنند و تمبر می‌چسبانند و به مقصدی می‌فرستند.

            کار و کیا

            (رُ) (اِمر.)
            ۱- کار، عمل.
            ۲- امیری، پادشاهی، تسلط.
            ۳- جاه و جلال، شأن و مقام.

              کارانه

              (نِ) (اِمر.) پولی که در برابر انجام کاری معین (مانند معاینه بیمار) یا ساعت کار (مانند یک ساعت تدریس) پرداخت می‌شود، کارمزد.

                Scroll to Top