اسم مرکب

هزارتو

(~.) (اِمر.) هزارلا؛ بخش سوم معده نشخوارکنندگان که داخل آن لایه لایه‌است.

    هزار میخ

    (~.) (اِمر.) کنایه از:
    ۱- خرقه درویشان که بخیه بسیاری بر آن زده باشند.
    ۲- آسمان پر ستاره.

      هزاربیشه

      (هِ. ش)(اِمر.) جعبه یا صندوقچه‌ای که داخل آن دارای خانه‌های متعدد بوده و از آن برای حمل لوازم سفر استفاده می‌کردند.

        هرکاره

        (هَ رِ)
        ۱- (صِ مر.) همه کاره، کسی که به هر کاری دست بزند.
        ۲- پیک، قاصد.
        ۳- جاسوس.
        ۴- (اِمر.) دیگ.

          پیمایش به بالا