اسم مرکب سرنیزه (سَ. نِ یا نَ زِ یا زَ) (اِمر.) آلتی فولادین و نوک تیز که آن را بالای نیزه یا تفنگ نصب کنند.
اسم مرکب سرمشق (سَ. مَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) ۱- خطی که استاد محض نمونه برای شاگردان نویسد تا از روی آن مشق کنند. ۲- نمونه، الگو.
اسم مرکب سرمقاله (~. مَ لِ) [ فا – ع. ] (اِمر.) مقاله مهمی که در اولین ستون اولین صفحه روزنامه یا مجله درج شود.
اسم مرکب سرمنزل (~. مَ زِ) (اِمر.) [ فا – ع. ] جای فرود آمدن مسافر یا کاروان در میان راه، منزل، مسکن.
اسم مرکب سرگیجه (~. جِ) (اِمر.) حالتی که به انسان دست میدهد و تصور میکند که همه چیز دور او میچرخد.