اِمصغ

کنیزک

(کَ زَ) (اِمصغ.)
۱- دخترک.
۲- پرستار زن خرد.
۳- دخترک یا زنکی که بَرده باشد.

    کمیچه

    (کَ مِ چِ) (اِمصغ.)
    ۱- کمانچه کوچک.
    ۲- کرم شب تاب.

      کفگیرک

      (کَ رَ) (اِمصغ.) نوعی بیماری پوستی شبیه به کُورک.

        کرمک

        (کِ مَ) (اِمصغ.)
        ۱- نوعی سوپاپ لاستیک دوچرخه که در موقع باد زدن به طور خودکار باز و بسته می‌شود و از خروج باد لاستیک جلوگیری می‌کند.
        ۲- نوعی کرم کوچک سفید رنگ که در چین‌های مخرج (خصوصاً انسان) تخم ریزی می‌کند.

          کجک

          (کَ جَ) (اِمصغ.)
          ۱- میله آهنی است سرکج و دسته دار که فیلبانان با آن فیل را به هر طرف که خواهند برند.
          ۲- هر آلت فلزی یا چوبی سرکج.

            کاردک

            (دَ) (اِمصغ.) ابزاری با تیغه فلزی دارای لبه پهن برای گستردن رنگ یا بتونه ساخته شده‌است.

              پیمایش به بالا