اسم مفعول

نگنده

(نَ یا نِ گَ دَ یا دِ) (اِمف.)
۱- آجیده شده (جامه)، بخیه کردن (سوزنی).
۲- آن چه در زمین و غیره پنهان کنند، دفینه.
۳- دفن شده، حال شده.

    نفریده

    (نَ دَ یا نِ دِ) (اِمف.)
    ۱- نفرین کرده، لعن شده.
    ۲- ناپسند دانسته، مذموم.

      نظیم

      (نَ ظِ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- به رشته کشیده شده.
      ۲- به نظم درآورده شده (شعر).

        اسکرول به بالا