اسم مفعول

مطلقه

(مَ طَ لّ قَ یا قِ) [ ع. مطلقه ] (اِمف.) زن طلاق داده شده، طلاق داده.

    مطموس

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- محو شده، تباه شده.
    ۲- ناپدید شده، گم گشته.
    ۳- دور شده.
    ۴- در علم عروض طمس آن است که از این «فاع لاتن» بعد از اسقاط هر دو سبب عین نیز ساقط شود «فا» بماند، «فع» به جای آن به نهی و «فع» چون از این «فاع لاتن» خیزد آن را مطموس خوانند یعنی ناپدید کرده، از بهر آن که بدین زحاف از این جزو بیش از اثری نمی‌ماند.

      مطبوخ

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- جوشانیده شده، پخته شده.
      ۲- داروی جوشانده.

        پیمایش به بالا