اسم مفعول

مضموم

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- ملحق شده، ضمیمه شده.
۲- واژه‌ای که دارای ضمه باشد.

    مضاف

    (مُ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- اضافه شده، زیاد گشته.
    ۲- نسبت داده شده.
    ۳- اسمی است که مقصود اصلی گوینده‌است. ؛ ~الیه اسم یا ضمیری است که به اسم دیگر می‌پیوندد تا معنی آن را کامل کند.

      مصمت

      (مُ مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- چیزی که داخلش پر باشد.
      ۲- زخمی که از اندرون پر شده و دو لب آن به هم آمده باشد.
      ۳- دربسته.
      ۴- دیوار بی درز.
      ۵- اسبی که رنگ‌های پوستش با هم مخلوط نباشد.
      ۶- جامد از ابریشم خالص و کمرنگ.

        پیمایش به بالا