اسم مفعول

مصرع

(مُ صَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) بیتی که هر دو مصراعش قافیه دار باشد.

    مصطلح

    (مُ طَ لَ) [ ع. ] (اِمف.) اصطلاح شده. واژه‌ای که بین مردم غیر از معنی حقیقی خود برای موضوع خاصی متداول شده باشد.

      مصحف

      (مُ صَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- کلمه‌ای که خطا نوشته شده.
      ۲- کلمه‌ای که خطا خوانده شده.
      ۳- کلمه‌ای که به واسطه کاستن یا افزودن نقطه‌های حروف تغییر یافته مانند: باد، یاد، روز، زور.

        مصدر

        (مُ صَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- داشته شده، درصدر قرار داده.
        ۲- آنکه به ریاست و صدارت رسیده.
        ۳- کسی که در صدر جای دارد، صدرنشین.

          مصاب

          (مُ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- مصیبت زده.
          ۲- راست و درست به هدف رسیده.
          ۳- صواب داشته شده.

            پیمایش به بالا