اسم مفعول

مشروط

(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- شرط کرده شده، ملزم شده.
۲- در فارسی ؛ دانشجویی که چند ترم پیاپی نمره معدلش زیر ۱۰ بشود.

    مشروطه

    (مَ طِ) [ ع. مشروطه ] (اِمف.) حکومت دارای پارلمان که نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند، دارای نظام مشروطیت.

      مشدد

      (مُ شَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- سخت و محکم شده.
      ۲- حرفی که دارای تشدید باشد.

        Scroll to Top