(مُ تَ جَ) [ ع. ] (اِمف.) نو گردیده، جدید شده.
(مُ تَ حَ بّ) [ ع – فا. ] (اِمف.) کاری که انجام دادن آن بهتر از ترک آن باشد.
(مُ تَ دَ) [ ع. ] (اِمف.) نو پیدا شده، تازه به وجود آمده، اختراع شده.
(مُ تَ سَ) [ ع. ] (اِمف.) نیکو، نیکو و پسندیده شمرده شده.
(مُ تَ حَ قّ) [ ع. ] (اِمف.) سزاوار، شایسته، دارای استحقاق.
(مُ تَ کَ) [ ع. ] (اِمف.) استوار، برقرار، محکم.
(مُ تَ حَ لّ) [ ع. ] (اِمف.) حلال پنداشته شده.
(مُ تَ بَ) [ ع. ] (اِمف.)کسی که از او خبر جسته شده.
(مُ تَ عِ) [ ع. ] (اِمف.) دور، بعید، دشوار و مشکل.
(مُ تَ تَ) [ ع. ] (اِمف.) پوشیده شده، پنهان شده.