اسم مفعول

مبغض

(مُ غَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- دشمن داشته، مورد کینه.
۲- ناپسند داشته، مکروه ؛ ج. مبغضین.

    مبذول

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- خرج شده، مصرف شده.
    ۲- بذل شده، بخشیده شده.

      مبرهن

      (مُ بَ هَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- مدلل، با دلیل و برهان.
      ۲- آشکار، واضح.

        مبتذل

        (مُ تَ ذَ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) در دسترس همگان.
        ۲- فرومایه، پیش پا افتاده، بی ارزش.

          Scroll to Top