(مُ بَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) بدل شده، تبدیل شده.
(مُ تَ دَ) [ ع. ] (اِمف.) ابداع شده، اختراع شده.
(مُ تَ ذَ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) در دسترس همگان. ۲- فرومایه، پیش پا افتاده، بی ارزش.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مکانی که در آن گروهی سکونت داشته باشند.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) حدیث، سخن نقل کرده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- اجازه داده شده. ۲- یکی از مراتب دعوت اسماعیلیان.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آرزو شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) در امان، زنهار داده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) متهم، تهمت زده.
[ ع. ] (اِمف.) از دست رفته.