اسم مفعول

گذاشته

(گُ تِ یا تَ) (اِمف.)
۱- عبور داده، گذرانیده.
۲- عبور کرده، گذشته.
۳- سپری کرده.
۴- نهاده، قرار داده.
۵- جا داده، مقیم کرده.
۶- رها کرده، ترک کرده.
۷- عفو کرده، بخشوده.

    کیبیده

    (دَ یا دِ) (اِمف.)
    ۱- به یکسو رفته، کناره گرفته.
    ۲- از جایی به جایی شده.
    ۳- تحاشی کرده.
    ۴- انحراف یافته، منحرف.
    ۵- فریفته (به عشق).

      شورانیده

      (دَ یا دِ) (اِمف.)
      ۱- متلاطم.
      ۲- بر – انگیخته.
      ۳- دیوانه کرده.
      ۴- آمیخته.
      ۵- آلوده.

        پیمایش به بالا