کاردیدگی
(دِ) (حامص.) تجربه، کار – آزمودگی.
(~.) (حامص.)
۱- مباشرت.
۲- بخشی از اداره که وظیفه آن فراهم کردن کار یا نوشت افزار آن ادارهاست.
(~. بَ) [ هند – فا. ] (حامص.) بستن پارچه بر عورت و بند کردن سر دیگر آن به طرف سرین در کمر.
(~. زَ) [ معر. فا. ] (حامص.)
۱- عمل و شغل قلمزن.
۲- نویسندگی، کتابت.
۳- نقاشی.
۴- یکی از هنرهای زیباست و آن ایجاد نقوش جانوران، گیاهان و طرحهای مختلف است به روی نقره، ورشو یا فلز دیگر.