قدم
(ق دَ) [ ع. ] (حامص.)
۱- سابقه در کار.
۲- قدیم بودن، ضد حدوث.
(قَ پَ یاپُ. اَ) [ تر – فا. ] = قبق اندازی: (حامص.) گویی یا جامی زرین یا ظرفی پر از سکه طلا و مانند آن بر قپق نصب میکردند و سپس تیراندازان سوار چابک دست، آن را هدف قرار میدادند و هرکس که آن نشانه را به تیر میزد و از فراز قپق به زیر میآورد، جایزهای گرانبها میگرفت.
(حامص.) = قاپ بازی: در عهد شاه عباس بزرگ معمول بود که با قاب (گوسفند) بازی میکردند. یک طرف قاب دزد و طرف دیگر آن عاشق نامیده میشد.
(بَ) [ فر – فا. ] (حامص.)
۱- عمل تهیه فیلم.
۲- ثبت پی در پی تصویر صحنهها یا رویدادها توسط دوربین فیلم – برداری.