(~.) (حامص.) فرماندهی قشون.
(~. کِ یا کَ) (حامص.) حرکت دادن سپاه.
(~.) (حامص.) بی خِردی، بی وقاری.
(دَ یا د) (حامص.) ۱- پیری. ۲- فرسودگی.
(حامص.)۱ – تملق. ۲- فریب، نیرنگ.
(~.) [ ع – فا. ] (حامص.) ۱- آرامش. ۲- منزل کردن، استقرار.
(حامص.) ۱- مهتری، ریاست، پادشاهی. ۲- پیری، سالخوردگی.
(~. کِ) (حامص.) میخوارگی.
(~.) (حامص.) ۱- سازش. ۲- توافق. ۳- هماهنگی. ۴- قناعت.
(زَ دِ) (حامص.) ساختن، سازنده بودن.