(بَ دِ) (حامص.) ۱- بندگی، غلامی. ۲- اسارت.
(بَ رِ) (حامص.) رسیدگی، تحقیق.
(~.) (حامص.) بهره مندی، کامیابی.
(~. تَ) (حامص.) غرور، خودبینی، خودنمایی.
(بُ) [ معر – فا. ] (حامص.) ساختن ساختمانهای بلند و مرتفع در جوامع شهری.
(بَ دِ) (حامص.) ۱- دانه از زمین برداشتن. ۲- گرد کردن. ۳- تعطیل کردن.
(~.) (حامص.) ۱- بالاتری، بلندتری. ۲- اولویت، رجحان.
(بَ زَ دِ)(حامص.)شایستگی، لیاقت.
(~. اَ) [ ع – فا. ] (حامص.) تخم – افشانی، پاشیدن بذر.
(~.) (حامص.) عمل بدهکار، وامداری، قرض داری. مق بستانکاری.