آستان بوسی
(حامص.) به خدمت بزرگی رسیدن.
[ په. ] (حامص.)
۱- آزادگی.
۲- آزاده بودن.
۳- رهایی، خلاص.
۴- شادی خرمی.
۵- استراحت، آرامش.
۶- جدایی، دوری.
۷- شکر، سپاس.
(~. فُ) (حامص.)
۱- عمل آدم فروش اعم از سپردن و فروختن آدمها به دست دیگران جهت منافع یا درآمد.
۲- کنایه از جاسوسی کردن.
(کِ) [ تر – فا. ] (حامص.) وارسی شل یا سفت بودن پیچ و مهرهها و سفت کردن پیچهای شُل به ویژه در خودروها.