تبه
(تَ بَ) (ص. اِ.) تباه.
[ په. ] (ص. اِ.)
۱- سالخورده.
۲- مراد، مرشد.
۳- دانا، خردمند. ؛ ~ ِ کسی در آمدن متحمل رنج فراوان شدن. ؛ ~ ِ کسی را در آوردن کسی را به سختی اذیت کردن.
(دِ) (ص. اِ.)
۱- کسی که با پای راه میرود و سواره نیست.
۲- بخشی از ارتش که سواره نیستند.
۳- ضعیف، مسکین.
۴- یکی از مهرههای شطرنج.
۵- عامی، بی سواد.