ص. اِ

بیگم

(بِ گُ) [ تر. ] (ص. اِ.) خانم، خاتون، بانو.

    بلغندر

    (بَ غَ دَ) (ص. اِ.)
    ۱- بی قید، بی بند و بار.
    ۲- بی دین.
    ۳- تن پرور.

      بلغاء

      (بُ لَ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ بلیغ ؛ سخندانان، سخن سنجان.

        بطریق

        (بِ) [ معر. ] (ص. اِ.)۱ – فرمانده سپاهیان رومی.
        ۲- کشیش مسیحی. ج. بطارقه.

          بستار

          (بِ) (ص. اِ.)
          ۱- سست، نااستوار.
          ۲- گرفتار، گرو.

            بستک

            (بُ تَ) (ص. اِ.)
            ۱- خادم، خدمتکار.
            ۲- چمچه کوچک.

              برهمن

              (بَ رَ مَ) [ سنس. ] (ص. اِ.) = برهمند:
              ۱- عضو بالاترین طبقه در دین هندو.
              ۲- روحانی دین هندو.

                برش کار

                (بُ رِ) (ص. اِ.) کسی که کارش بریدن قطعه‌های مصالح اعم از پارچه، آهن، نایلون و همانند آن در اندازه‌های مناسب برای تولیدی‌ها باشد.

                  پیمایش به بالا