(گُ زَ دِ) (ص فا.) ذوب کننده، آب کننده.
(گَ وَ) (ص فا.) گدا، گدایی کننده.
(بَ) (ص فا.) صاحبِ گاوی که میتواند با پرداخت سهمی در قسمتی از ملک دیگری زراعت کند.
(زَ) (ص فا.) تندرو.
(شُ) (ص فا.) کسی که درباره تقویم و اوقات کار میکند.
(ص فا.) ۱- اسبی که گاه گاه رم میکند. ۲- غافل گیر.
(گَ) [ یو – فا. ] (ص فا.) کسی که به علم کیمیا اشتغال داشته باشد.
(~. بُ) (ص فا.) دزد، جیب بُر.
(~. وَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) مکار، حیله گر.
(دِ یا دَ) (ص فا.) مفعول، امرد.