(~. سَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)باریک – بین، تیز فهم.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) نقاش.
(نَ. بَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که چهارپایان را نعل کند.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) ۱- کسی که به نگریستن به چهره زیبارویان عادت دارد. ۲- شعبده باز.
(~. خُ) [ ع – فا. ] (ص فا.) رباخوار.
(~. زَ) (ص فا.) شکارچی، صیاد.
(نَ) (ص فا.) نخ ریس.
(نَ. نَ) (ص فا.) فرسوده، کهنه.
(ص فا.) نای زن، نی نواز.
(بَ) (ص فا.) راننده ناو.