ص فا

خا

(ص فا.) در ترکیب به معنی «خاینده» آید، آن که چیزی را بخاید: انگشت خا، شکرخا.

    حلاج

    (حَ لّ) [ ع. ] (ص فا.) پنبه زن، نداف.

      حلاق

      (حَ لّ) [ ع. ] (ص فا.) سلمانی، موتراش.

        حکاک

        (حَ کّ) [ ع. ] (ص فا.) کسی که شکل یا نوشته‌ای را بر فلز یا نگین انگشتری حک کند.

          پیمایش به بالا