ص فا

حکاک

(حَ کّ) [ ع. ] (ص فا.) کسی که شکل یا نوشته‌ای را بر فلز یا نگین انگشتری حک کند.

    حق گو

    (ی) (حَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)۱- حقیقت – گوی، راست گوی.
    ۲- مرغ حق، مرغ شباویز.

      حقه باز

      (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)
      ۱- شعبده باز.
      ۲- مکار، فریب دهنده.

        حق شناس

        (حَ. ش) [ ع – فا. ] (ص فا.)
        ۱- معتقد به حقیقت و راستی.
        ۲- خداشناس.

          حسابگر

          (~. گَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که همه جوانب امور را دقت کند و بسنجد.

            حسران

            (حَ) [ ع. ] (ص فا.) آن که حسرت برد، افسوس خور.

              حساب رس

              (~. رَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که کارش رسیدگی به حساب‌های یک مؤسسه یا دفترهای حسابداری آن است.

                حروفچین

                (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) کارگر چاپخانه که حرف‌های سربی را برای چاپ کردن طبق نمونه می‌چیند که امروزه این کار توسط کامپیوتر و با برنامه خاص خود انجام می‌گیرد.

                  حرف درآر

                  (حَ. دَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) شایعه ساز، دروغ پرداز، مفتری.

                    پیمایش به بالا