(تُ. رُ) (ص فا.) ۱- آن که در حرکت و رفتن سریع باشد. ۲- بی باک، بی پروا.
(تَ جَ دَ یا دِ) (ص فا.) = تنجیدن: به خود پیچنده، درهم فشرده، ترنجنده.
(تَ. پَ وَ) (ص فا.)تن آسا، خوش – گذران.
(تَ مَ دِ) (ص فا.) کسی که زبانش در سخن گفتن میگیرد.
(تَ نَ دِ) (ص فا.) حرکت دهنده، جنباننده.
(تَ) (ص فا.) چیزی که از گرمی آفتاب یا آتش داغ شده باشد.
(~. خا) (ص فا.) کسی که در تعزیه وظیفهای را ایفا کند و اشعار مخصوص را خواند.
(~. گَ) (ص فا.) ۱- کارگردان تعزیه، مدیر تعزیه. ۲- گرداننده امری، چرخاننده دستگاهی.
(تَ کِ. گَ) (ص فا.) سازنده ترکش.
(تَ) [ په. ] (ص فا.) ۱- ترسنده. ۲- مسیحی.