ص مف

غنوده

(غُ دِ) (ص مف.)
۱- به خواب رفته.
۲- آسوده.

    غم زده

    (غَ. زَ دِ یا دَ) [ ع – فا. ] (ص مف.) آن که غم به وی رسیده، محزون، مغموم.

      غلط انداز

      (~. اَ) [ ع – فا. ]
      ۱- (ص فا.) آن چه که دیگران را به اشتباه بیندازد، دارای ظاهر آراسته و پرهیمنه ولی توخالی.
      ۲- (ص مف.) تیری که به نشانه نرسد.

        غریب زاده

        (~. دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.)
        ۱- زاده کولی.
        ۲- کنایه از: حرامزاده.

          عقب افتاده

          (~. اُ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.)
          ۱- کسی که در انجام کار یا کسب دانش از دیگران عقب تر باشد.
          ۲- ناقص، معلول.

            پیمایش به بالا