شراب زده
(~. زَ دِ) (ص مف.)
۱- کسی که بر اثر بسیار خوردن شراب، دیگر میلی به آن ندارد.
۲- مست، بسیار مست.
(~. زَ دِ) (ص مف.)
۱- کسی که بر اثر بسیار خوردن شراب، دیگر میلی به آن ندارد.
۲- مست، بسیار مست.
(سُ خْ تِ) (ص مف.)
۱- هر چیز آتش گرفته، محترق.
۲- مجازاً آزار کشیده، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق.
(~. بَ تِ) (ص مف.) = سنگ – بست:
۱- محوطهای که با دیوار سنگی احاطه کرده باشند؛ سنگچین.
۲- استوار، محکم.