ص مف

ساخته

(تَ یا تِ) (ص مف.)
۱- بنا شده، درست شده.
۲- اختراع شده.
۳- آفریده.
۴- آماده.
۵- پخته.
۶- مصنوعی، جعلی.
۷- سازگار، متحد.

    زه گرفته

    (زِ گِ رِ تِ) (ص مف.)
    ۱- آبستن شده، بار گرفته (زن یا جانور ماده).
    ۲- زمینی که شایستگی کشت و زرع پیدا کرده.

      زرنگار

      (زَ نِ) (ص مف.)
      ۱- زینت داده شده با زر.
      ۲- چیزی که با آب طلا نقاشی شده.
      ۳- طلاکوب.

        زرکوب

        (زَ)۱ – (ص فا.) کسی که شغلش طلا – کوبی است.
        ۲- (ص مف.) طلاکاری شده.
        ۳- در صحافی ویژگی جلد کتابی که شکل‌ها و حروف روی آن زرکوبی شده‌است.

          Scroll to Top