ص مف

پسرخوانده

(~. خا دِ) (ص مف.) پسری که زنی یا مردی او را به جای پسر خود گرفته‌است.

    پسند

    (پَ سَ) [ په. ]
    ۱- (اِمص.) گزینش، انتخاب.
    ۲- (ص مف.) پسندیده، مقبول.
    ۳- نیک، خوب.
    ۴- دلخواه.

      پسندیده

      (پَ سَ دِ) (ص مف.)
      ۱- پذیرفته.
      ۲- خوش آمده.
      ۳- برگزیده.

        پس مانده

        (پَ. دِ) (ص مف.)
        ۱- عقب مانده، به دنبال مانده.
        ۲- باقی مانده از خوراک و نوشیدنی کسی، ته مانده.
        ۳- بقیه هر چیزی.

          پس خور

          (پَ. خُ)
          ۱- (ص فا.) کسی که بازمانده غذای دیگران را می‌خورد.
          ۲- (ص مف.) بازمانده غذا.

            پژمرده

            (پَ مُ دِ) (ص مف.)
            ۱- اندوهگین، افسرده.
            ۲- بی طراوت، بی رونق.
            ۳- پلاسیده، خشک شده.

              پریده

              (پَ دِ) (ص مف.)
              ۱- پرواز کرده.
              ۲- بخار شده.
              ۳- نابود شده.

                Scroll to Top