(بَ تِ) (ص مف.) آماده، مهیا.
(مُ تَ مَ) [ ع. ] (ص مف.) اعتماد کرده شده، امین.
(~.) (ص مف.) آن چه توأم با مصلحت باشد، خیرخواهانه.
(دِ) (ص مف.) ۱- پابرجا، باقی. ۲- زیاد آمده. ۳- خسته، ناتوان.
(نِ تِ) (ص مف.) مانند شده.
(دِ) (ص مف.) بسته، سفت شده.
(ص مف.) مربوط یا منسوب به هنگام زاده شدن مثل: کور مادرزاد.
(~. زَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.) ۱- سوگوار، عزادار. ۲- غمگین، اندوهگین.
(خُ) (ص مف.) مورد سوءاستفاده قرار گرفته.
(لِ دِ) (ص مف.) له شده، کوبیده شده.