عامیانه

ادخل

زدن (اَ خَ. زَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) (عا.) تخمین زدن.

    ادرار

    ( اِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) روان ساختن، جاری کردن.
    ۲- (اِ.) وظیفه، مقرری.
    ۳- (عا.) بول، شاش.

      ادا

      ( اَ) [ ع. اداء ]
      ۱- (مص م.) به جا آوردن، پرداختن دینی که بر شخص فرض و لازم است.
      ۲- (اِ.) ناز، کرشمه.
      ۳- رمز، اشاره.
      ۴- (عا.) حرکات مسخره و بیهوده.
      ۵- تقلید.

        اخم

        ( اَ) (اِ.) اخمه، آژنگ، ترشرویی، درهم کشیدگی ابرو از اوقات تلخی و بدحالی. ؛~ ~کسی توی هم بودن (عا.) عبوس بودن، ترشرو بودن.

          اخ کردن

          (اِ. ک دَ) (مص م.) (عا.) از روی ناگزیری و اکراه پولی را به کسی دادن.

            Scroll to Top