عامیانه

وشکون

(و) (اِ.) (عا.) نیشگون ؛ قسمت کوچکی از گوشت یا پوست بدن کسی را بین دو انگشت فشردن.

    وزوز کردن

    (وِ وِ. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)
    ۱- آواز کردن زنبور، مگس و غیره.
    ۲- حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.

      وری

      (وَ) (عا.) مهمل دری: دری وری. و این دو کلمه با هم به معنی حرف بی ربط و بی معنی و مزخرف است.

        وروور

        (وِ رُ وِ) (اِمر.) (عا.) تلقین، تکرار، پرحرفی. ضرب المثلی در مقام استهزا کردن تحصیل علم گویند.

          وروجک

          (جَ) (اِ.) (عا.) صفتی است برای کودکان ؛ بازی گوش، شیطان.

            ورجلا

            (وَ جَ) دست به ورجلا گذاشتن: (مص ل.) (عا.) داد و فریاد راه انداختن، جار و جنجال ایجاد کردن.

              ورچسوندن

              (وَ. چُ دَ) (مص ل.) (عا.) به جای فعل معین «کردن» در مقام توهین و تحقیر به کار می‌رود و فقط با قهر به کار رود، گویند: «قهر ورچسونده.» (قهر کرده).

                پیمایش به بالا