عامیانه ور آمدن (وَ. مَ دَ) (مص ل.) ۱- (عا.) کنده شدن، جدا شدن. ۲- آماده شدن خمیر برای پخت نان. ۳- برآمدن، مقابله کردن. ۴- چاق شدن.
عامیانه وارد (رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- در آینده، داخل شونده. ۲- (عا.) ماهر، چیره دست. ۳- به جا، به مورد.