عامیانه

یخ کردن

(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- بسیار سرد شدن.
۲- (عا.) کنایه از: بسیار متعجب شدن.
۳- وا رفتن، دمغ شدن.

    یبس

    (یُ) [ ع. ]
    ۱- (اِمص.) خشکی.
    ۲- (ص.) (عا.) بدخلق، بدمعاشرت.

      یامان

      [ تر. ] (اِ.) (عا.) نوعی باد است که اگر بیاید یا کسی بدان مبتلا گردد مایه مرگ او می‌شود.

        یارو

        (اِ.) (عا.)
        ۱- فلان، شخصی که نزد گوینده و شنونده هر دو شناخته‌است و به جهتی خواه اختصار کلام و خواه تمایل به آن که دیگران شخص مورد نظر را نشناسند گفته می‌شود.
        ۲- تعبیر استخفاف آمیز از کسی.

          یادگاری

          (اِ.)
          ۱- آن چه به عنوان یادگار و یادبود باشد.
          ۲- (عا.) هر چیز که به عنوان یادبود و هدیه به کسی دهند.
          ۳- آن چه بر در و دیوارها نویسند یا بر تنه درختان کنده کاری کنند. ؛ ~ نوشتن نوشتن خط وجمله یا شعری بر در و دیوار بناها یا در دفتر کسی.

            Scroll to Top