(ص.) (عا.) دارای اندام درشت و چاق و بدقواره.
(زَ دَ) (مص ل) (عا.) خراب کردن، خیط کاشتن، گند زدن.
(ص.) (عا.) احمق، گیج.
(کِ یْ) (ص مر.) (عا.) شاد، مسرور.
(اِ.) (عا.)چین خوردگی لباس یا پارچه.
(ص.) (عا.) ۱- پر، انباشته، به هم پیوسته. ۲- بسته. ۳- گرفته.
(اِمر.) (عا.) شکوه و جلال.
(کَ دَ)(مص ل.)۱ – متلاطم شدن امواج دریا. ۲- (عا.) هنگامه به پا کردن.
(کَ دَ) (مص م.) ۱- هماهنگ کردن سازها و آوازها. ۲- (عا.) تحریک کردن، برانگیختن.
(کَ دَ) (مص م.)(عا.) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت.